تاریخ و فرهنگ اقوام کهن آریایی گیل ، دیلم ، تالش

رشت
مجتمع رفاهی - تفریحی جفرود : در 23 کیلومتری جاده انزلی به رشت در منطقه زیبا کنار قرار دارد . این پارک جنگلی در ساحل دریا دارای تاسیسات مختلف تفریحی شامل پلاژ ، مرکز طرح شنا با امکانات نجات غریق و کمک های اولیه ، اسکله قایقرانی و ... است .
سایر دیدنی ها : موزه ، مقبره میرزا کوچک خان جنگلی ، امامزاده هاشم و خواهر امام و دانای علی ، شهرک تفریحی - مسکونی گلسار ، باغ محتشم ، شهر بازی شادی ، پارک سبزه میدان رشت ، استخر عینک ، پارک جنگلی سروان ، چشمه آب شور ، چشمه طالم سنگر ، پارک ملت ، عمارت کلاه فرنگی واقع در پارک قدس رشت ، عمارت شهر داری رشت ( 1316 هجری شمسی ) ، عمارت پستخانه ، خانه ابریشمی ، موزه رشت .

رودبار
تپه های باستانی مارلیک ، گردکول ، گلشنی و پنج تپه ، قلعه کوه ، کاروانسرای شاه عباسی ، سد منجیل ، آتشفشان دلفک یا درفک یا دال فک ( به معنی اشیانه عقاب ) ، درخت سرو هرزویل منجیل با قدمت بیش از هزار سال و ارتفاع 80 متر ، سوسن چلچراغ یا سوسن سفید در کوه های عمارلوی رودبار ( روستای داماش ) ، شهر ییلاقی بره سر خورگام ، چشمه های اب معدنی سنگ رود ، چشمه کلشتر منجیل ، چشمه آب گرم ماستخور ، چشمه لویه ، شاه شهیدان خورگام محل دفن دو تن از فرزندان شهید عبد اله بن زید بن علی بن الحسین ، ییلاقات خورگام و عمارلو ، پل خشتی لوشان

تالش
پارک جنگلی گیسوم : در منطقه دیناچال در 53 کیلومتری مسیر انزلی به تالش واقع است . این مجتمع تفریحی ، چشم انداز کوه و جنگل و دریا را با هم دارد . در این مرکز 32 پلاژ مجهز ، فروشگاه ، طرح شنا و ... وجود دارد .
منطقه باستانی آق اولر ، قلعه سلسال ، قریه لیسار ، مسجد سفید ، مناطق ییلاقی سوباتلن ، جاده جنگلی - کوهستانی اسالم به خلخال ، کوهستان های جنگلی ، میدان رستم و رخش ، قلعه لیسار معروف به دژ سلسال ( صلصال ) ، کاخ قشلاقی نصراله خان سردار مجد ( عمید السلطنه ) ، کاخ ییلاقی نصراله خان سردار مجد ( عمید السلطنه ) و خرابه های اتشکده ( مربوط به دوران ماد ها ) و بقایای مردعلی بیل ، حمام قدیمی آق اولر ، بقعه شاد میلرزان مدفن یکی از عارفان بزرگ قرن هشتم هجری به نام محمود شاه دینوری ، بقعه اقا سید احمد تال تربه از نوادگان امام موسی کاظم .
ماسال : منطقه جنگلی تاسکوه ، سور کوم ، اری دول ، شالما ، چسلی ، مناطق ییلاقی ، خشکه دریا ، بقعه شالما .
رضوانشهر : پارک جنگلی دکتر درستکار ، آبشار و سیادار ، خرابه های قدیمی گسکر واقع در منطقه هفت دغنان دار سرا ، گورستان باستانی در میمنه رو و وسکه ، مسجد اسپیه مزگت یا سفید مسجد ، در خانه ، گیله سرا ، میر محله ماسال ، وردم ، قلعه کول ، مشهد میرزا ، سنگ بست ، خندیله پشت .

آستانه
پارک جنگلی و طرح دریای کیاشهر ، مقبره آقا سید جلال الدین اشرف برادر امام رضا ، آرامگاه استاد معین ، پل سفید ، پارک جنگلی ، تالاب بندر کیا شهر ، منطقه حفاظت شده بوجاق بندر کیاشهر که زیست گاه پرندگان مهاجر می باشد ، پل خشتی نیا کو .

لاهیجان
شیطان کوه و آبشار آن ، گنجینه چای ایران ، بقعه شیخ زاهد گیلانی و چهار اولیا ، حمام گلشن ، تالاب میر کلایه ، بام سبز لاهیجان ، استخر زیبای لاهیجان ، بقعه چهار پادشاه ، مسجد جامع به سال 893 هجری قمری به دستور سلطان محمد کیا در کنار آتشکده قدیمی ساخته شد ، مقبره شیخ تاج الدین ابراهیم ملقب به شیخ زاهد گیلانی ، پل خشتی لاهیجان ، موزه چای ، مقبره کاشف السلطنه شاهزاده میرزا معروف به کاشف السلطنه که کشت چای را در ایران مرسوم کرد .

صومعه سرا
بازار هفتگی ، مناره آجری و پل خشتی ، غار نارنج پره تینان که در داخل آن حوضچه ای از آب وجود دارد ، تالاب هند خاله ، تالاب سیاه درویشان ، تالاب نرگستان ، مزار بی بی فاطمه ، بقعه پیر ولی خان ( محمود خوارزمی ) ، مناره اجری گسکر ، پل خشتی پرد سر .

فومن
قلعه رودخان ، شهرک تاریخی ماسوله : آبشار ماسوله رود خان با ارتفاع بیش از 20 متر ، رود خانه سیاورود ، پارک ماسوله ، آبشار لار چشمه ، غاربوز خانه که که معروف به غاریخکون می باشد ، رود خانه پلنگ ور ، چشمه اب معدنی زمزمه ماسوله ، آبشار خرم بو ، بقعه متبرکه سبز قبا از نوادگان امام موسی بن جعفر ، قصر سلسله جادو ، امامزاده ابراهیم شفت ، سیاه فرگی شفت ، امام زاده ابراهیم و امام زاده اسحاق شفت ، تالاب خطیب گوراب و کهنه گوراب ، پارک تفریحی جنگل ها و مراتع سبز ، غار نوشه واقع در 4 کیلو متری روستای سعید اباد که اثار اولیه زندگی انسان های اولیه در ان وجود دارد ، قلعه رود خان یا قلعه حسامی ، مجسمه آناهیتا و مجسمه شکار بانان ، قصر سلسله جادو .

رودسر
سواحل چابکسر و کلاچای ، پل خشتی ، سفیداب ، روستای سرولات چابکسر ، چشمه آب معدنی سجیران ، منطقه ییلاقی اشکورات رحیم آباد ، منطقه جواهر دشت ، مسجد جامع تمیجان و قبور سادات مرعشی ، گنبد پیر ، پل اجری تمیجان ، قلعه بند بن .
املش : تالاب زر بیجار ، مناطق زیبا و ییلاقی و باغات چای ، غار لیاروی در روستای لیلا روی بلور دکان ، بقاع متبرکه سرتربت مدفن چهارتن از سلاطین کیانی ، میل امام برج تاریخی .

لنگرود
مجتمع ساحلی چمخاله ، پل خشتی ، مسجد جامع ، منطقه کوهپایه ای لیلا کوه - شهر کومله
تالاب کیا کلایه و پارک تفریحی فجر ، خانه منجم باشی ، خانه دریا بیگی ، قلعه دز بن .

آستارا
بازار ساحلی وسایل روسی ، مجتمع طرح دریا ، مرداب استیل ، باغ عباس آباد ، منطقه سر سبز حیران ، آبگرم کوته کومه ، طرح ساحلی صدف ، بهشت کاکتوسان ، باغ چای ، آبگرم علی داشی ، مرقد امام زاده سید قاسم و امام زاده سید ابراهیم ، بقعه شیخ تاج الدین محمود خیری ، بقعه پیر قطب الدین

سیاهکل
مناطق زیبا و دیدنی دیلمان واسپیلی ، چشمه آب معدنی لاریخانی ، ابشار لونک ، تی تی کاروانسرا ، مناطق باستانی قلعه کوتی کوه بس و حسنی محله ، قلعه کوتل شاه در روستای کلدمسرا ، برج دیده بانی روستای گرماور ، حمام قدیمی دیلمان .

جاذبه های فرهنگی استان گیلان :
1. آئین های ازدواج ، مراسم ماه محرم ، نوروز ، نوروزبل ( آغاز سال دیلمی )
2. بازی ها و ورزش های محلی مانند بند بازی ، کشتی گیله مردی ، مسابقات اسب سواری زنان
3. غذا های محلی و بومی مانند باقالاقاتق ، میرزاقاسمی ، فسنجان محلی با گوشت مرغابی یا خودکا ، پلو کباب به همراه باقلای خشک خیسانده شده و پیاز واشپل خام ( خاویار شورشده ماهی سفید ) ، مرغ ترش ، ششانداز ، انار اویج ، ترش کباب
4. موسیقی سنتی گیلان و دیلمستان که در نقاط مختلف گیلان چه از نظر تنوع و آواز ها و چه از لحاظ خصوصیات ملودی ریتم از سبک های مختلفی پیروی می کند
5. پوشش مردم گیلان نیز همانند سایر جاذبه های آن در نقاط مختلف استان متفاوت است

صنایع دستی استان گیلان :
صنایع دستی گیلان بسیار متنوعند که مشهور ترین آنها عبارتند از : صنایع چوبی ، تزیینی و دکوراسیون ، جاجیم ، قلابدوزی ، چاروق ( کفش ) ، گلیم بافی ، نازک کاری و خراطی چوب ، تولیدات دستبافت پشمی ، قالیبافی ، مینیاتور و معرق ، چاروق ( چموش ) ، سفال و سرامیک ، قلابدوزی ، مروارید بافی ، عروسک کاموایی ، بامو بافی ، تکه دوزی ، چادر شب بافی ، حصیر بافی ، شالبافی ، نمدبافی ، مجسمه سازی ، گلسازی ، مکرومه بافی

احمد کسروی مولف کتاب شهریاران گمنام در مورد دیلمان و دیلمستان می‌ نویسد :
" ولایت جنگلی و کوهستانی که در نقشه امروزی ایران ، گیلان نام دارد ، در زمان ساسانیان به دیلمان یا دیلمستان معروف بود . چه این ولایت از روزی که در تاریخ ‌ها شناخته شده نشیمن دو تیره مردم بوده که تیره ای را " گیل " و دیگری را " دیلم " می ‌نامیدند . گیلان یا تیره گیل در کناره ‌های دریای خزر در آنجا ها که اکنون رشت و لاهیجان است می ‌نشستند و با آذربایگان ( آذربایجان ) و زنگان ( زنجان ) نزدیک و هم ‌سامان بودند . ولی دیلمان در کوهسار جنوبی آن ولایت در آنجا ها که اکنون رودبار و الموت است جای داشته و بیشتر با قزوین و ری همسایه و نزدیک بودند . "
به استناد قول برخی از محققان از جمله اصطخری ، جغرافی ‌دان قرن چهارم هجری ، تیره گیل یا گیلانیان در بیه ‌پس یا بخش غربی سفیدرود و تیره دیلمیان در بیه ‌پیش یا بخش شرقی سفیدرود که بیشتر از اراضی کوهستانی و مرتفع تشکیل می ‌شده زندگی می‌ کردند . اصطخری تصریح کرده که تختگاه پادشاهان دیلمی در رودبار است .

بر طبق روایت مورخین ایرانی و اسلامی در نیمه دوم هجری خاندان جستان بر دیلمان و گیلان فرمانروایی می ‌کرده ‌اند . بدیهی است قبل از جستانیان سلسله ‌های پادشاهی و فرمانروایان دیگری بر این خطه حکومت نموده ‌اند . اصطخری مولف مسالک الممالک و ابوسعد آوه ‌ای ، نویسنده تاریخ ری متذکر شده ‌اند که پایتخت جستانیان رودبار بوده است . در کتاب " تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه " نیز نوشته شده است که تختگاه جستانیان ، رودبار و الموت بود و هنگامی که این خاندان در برابر مسافریان دچار ضعف شد ، تختگاه خود را به لاهیجان انتقال داد .
از آغاز کار جستانیان اطلاع زیادی در دست نیست . نخستین پادشاه مشهور این سلسله مرزبان پسر جستان است که معاصر هارون الرشید خلیفه عباسی است . طبری در حوادث سال 189 هجری از او به عنوان فرمانروای دیلم نام برده ، می‌ نویسد :
" در این سال رشید وقتی به ری رسید ، حسن خادم را به طبرستان فرستاد و با وی سه نامه نوشت که یکی امان نامه شروین پدر قارن بود ، دیگری امان نامه وندا هرمز جد مازیار بود و سومی امان نامه مرزبان پسر جستان فرمانروای دیلم بود . فرمانروای دیلم به نزد وی آمد که بدو چیز داد و جامه اش پوشانید و پس فرستاد . سعید حرشی نیز با چهارصد دلیر از طبرستان به نزد وی آمد که به دست رشید مسلمان شدند . وندا هرمز نیز بیامد و امان را پذیرفت و متعهد شنوایی و اطاعت و خراجگزاری شد ، از جانب شروین نیز چنین تعهد کرد که رشید این را از وی پذیرفت و او را بازگردانید ، هرثمه را نیز همراه وی فرستاد که پسر وی و پسر شروین را گروگان گرفت . "

کسروی از این خبر نتیجه می ‌گیرد که دیلمیان در این زمان دارای اهمیت و اعتبار زیاد بوده ‌اند . وی می ‌نویسد :
" در این خبر این نکته مهم است که هارون برخلاف پادشاهان طبرستان از مرزبان فرمانبرداری و باجگزاری نخواست ؛ معلوم است که از دیلمان جای چنین توقعی نبود و خلفا از ایشان به همین اندازه خرسند بودند که متعرض مسلمانان نشوند و بی گفتگو است که خواستن خلیفه مرزبان را پیش خود به قصد دلجویی بود که بلکه از این راه از گزند و آزار پیاپی آن گروه آسودگی یابند و از اینجان توان دانست که دیلمان در این وقت چه اهمیتی داشته‌ اند . "
پس از مرزبان پسرش جستان به پادشاهی گیلان و دیلمان رسید . از او نیز آگاهی دقیقی در دست نیست و حتی تاریخ فرمانروایی او را نیز نمی ‌توان به دقت تعیین کرد . فقط می ‌توان گفت که وی در نیمه اول قرن سوم فرمانروایی داشته است زیرا هنگام قیام داعی کبیر حسن بن زید به سال 250 هجری او در قید حیات نبوده و فرزندش و هسودان حکومت می ‌کرده است .
در اواخر سال 250 هجری وهسودان چشم از جهان پوشید و فرزندش جستان جانشین او شد .
جستان پسر وهسودان معروف ترین پادشاه سلسله جستانیان است که نزدیک پنجاه سال فرمانروایی کرد . او نیز از متحدان داعی کبیر بود و با یکی دیگر از دعاه علوی به نام کوکبی روابط حسنه داشت . مدت کوتاهی از فرمانروایی جستان نگذشته بود که تصمیم به توسعه قلمرو خویش گرفت و با یاری داعی کبیر و کوکبی و مردیان آن ‌ها و گروهی از جنگجویان دیلمی به ری عزیمت کرد . عبدالله بن عزیز کارگزار طاهریان در ری قدرت مقاومت در خود ندید و راه گریز در پیش گرفت . مردم ری ناگزیر با پرداخت مبلغ قابل توجهی به جستان از در صلح و آشتی وارد شده ، شهر را به او سپردند . جستان ، احمد بن عیسی ، یکی از نمایندگان داعی کبیر را به حکمت ری منصوب کرد و خود به قزوین عزیمت نمود . جستان به یاری جنگجویان دیلمی و علویان بر قزوین و ابهر و زنجان دست یافت ولی مدت تسلط دیلمیان و علویان بر این نقاط چندان به طول نینجامید . در اوایل سال 253 هجری موسی بن بغا به فرمان خلیفه المعتزبالله در راس سپاهی عظیم از بغداد به سوی قزوین حرکت کرد و این نقاط را از دیلمیان پس گرفت و حتی آنان را تا کوهستان ‌های دیلم تعقیب کرد .
جستان در سال 259 هجری یک بار دیگر به قزوین لشگر کشید و با محمد بن فضل قزوینی جنگ کرد اما کاری از پیش نبرد . یک سال بعد یعنی در سال 260 هجری یعقوب لیث صفار به جنگ داعی کبیر حسن بن زید رفت . جستان به یاری داعی کبیر شتافت . یعقوب در برابر لشگریان دیلمی و طبری دچار شکست شد و به خراسان بازگشت . پس از مرگ حسن بن زید ، جستان با جانشین وی محمد بن زید متحد شد .
در اوایل قرن چهارم هجری ، جستانیان بر اثر اختلاف شدید خانوادگی و نیز ظهور رقیب سرسختی چون کنگریان یا مسافریان رو به ضعف نهادند . موقعیت جستانیان تحت الشعا ظهور و پیروزی مسافریان قرار گرفت به طوری که تصرف ارتفاعات دیلم از جمله رودبار را به این خاندان سپرده و تختگاه خود را به لاهیجان در ناحیه جلگه‌ ای انتقال داده بودند . بدین ترتیب از اوایل قرن چهارم در قسمتی از خاک گیلان و دیلمان خاندان دیگری به فرمانروایی برخاست که رقیب جستانیان بود . این خاندان به اسامی مختلف مسافریان ، کنگریان ، لنگریان ، سالاریان و سلاریان نامیده شده است .

مهمترین قلعه ‌ای که مورد توجه حسن صباح و داعیان اسماعیلی قرار گرفت قلعه الموت در رودبار بود . در کتاب ‌های جغرافیای قدیم نوشته شده که الموت مابین گیلان و قزوین بوده و به عبارت دیگر در مرز دیلمان قرار داشته است . آنچه مسلم است رودبار الموت جزو قلمرو پادشاهان دیلمان و گیلان به شمار می‌ آمد و گاه نیز مقر فرمانروایی برخی از آنان بود .
مولف تقویم البدان به نقل از ابن حوقل می ‌نویسد : " دیلم را کوه‌ های بلندی است و شهری که مستقر پادشاه است رودبار نامیده شود . آل حسان آنجا باشند و ریاست دیلم در خاندان ایشان است . "
یاقوت در المشترک می‌ گوید رودبار قصبه بلاد دیلم است .
عطاملک جوینی نیز در مورد رودبار الموت چنین نوشته است : " و آن شهرک در ایام جاهلیت پیش از اسلام و در اسلام پیش از الحاد مرکز ملوک دیلم بوده است و در عهد ایام علاء الدین بغی و کوشکی آنجا ساخته ‌اند . "
زکریای قزوینی در آثار البلاد می ‌گوید : " رودبار همه کوهپایه است و درخت و ساکنان آن دیلمیانند . "
نویسنده کتاب فرقه اسماعیلیه ضمن نقل جمله زکریای قزوینی می‌ افزاید : " گویی این هم یکی از وجوه دفاعی آن ناحیت است زیرا دیلمیان به سلحشوری و دلاوری سخت مشهور بوده ‌اند . "

ابواسحاق ابراهیم اصطخری در مسالک و ممالک ( فصل مربوط به طبرستان و دیلمستان ) می ‌نویسد :
" زمین دیلمان بهر کوه است و بهری هامون . آنچ هامون است زمین گیلان است بر کنار دریای خزر در زیر کوه ‌های دیلمان و آنچ کوهستان است دیلمان اصلی باشد . پادشاه دیلمان آنجا مقام دارد و آن را رودبار خوانند و پادشاهان از جستانیان ‌اند . "
یاقوت حموی قلعه الموت را کلید و دروازه دیلمان می‌ نامد و اهمیت آن را مورد تاکید قرار می ‌دهد . قلعه الموت که بر فراز قلعه مرتفعی در دل البرز کوه ساخته شده بود در حدود 1828 متر از سطح دریا ارتفاع داشت و به وسیله دره حاصلخیر و محصوری احاطه می ‌شد . راه رسیدن به این قله یک معبر باریک و پیچ در پیچ با سراشیبی تند بود . از میان رود الموت و از این تخته سنگ‌ های عمودی نیز کوره راهی وجود داشته که به قله منتهی می‌ شد .

در مورد بنای قلعه الموت دو روایت وجود دارد : بر طبق یکی از آن‌ ها این قلعه توسط داعی الحق حسن بن زید در سال 246 هجری بنا شده است . حمدالله مستوفی از جمله کسانی است که بنای قلعه الموت را به حسن بن زید نسبت داده می‌ نویسد : " بنیاد قلعه الموت ، که دارلملک ملاحده بود در عهد متوکل خلیفه عباسی در سنه ست و اربعین و ماتین ( 246 ) نهادند به فرمان الداعی الحق حسن بن زید الباقری که پادشاه آن ولایت بود . چهارصد و ده سال معمور بماند . " در صحت این روایت باید تردید کرد زیرا حسن بن زید در این زمان پادشاه رودبار و دیلمان نبوده است .

اما روایت دیگر می ‌گوید سال ‌ها قبل از تاریخ مزبور یکی از سلاطین دیلم ، عقابی را برای شکار رها کرده و خود او را تعیب نمود تا به قله‌ای رسید . با مشاهده وضع قله و پی بردن به ارزش و اهمیت سوق الجیشی آن سلطان مزبور فرمان داد قلعه‌ای در آنجا بنا کنند . آن قلعه اله‌ آموت نامید که به زبان دیلمی معنی آن عقاب آموخت است .

site.zendehrood.com

/ 1 نظر / 29 بازدید
ازاد

اطلاعات خوبی به من دادید از شما متشکرم