اسطلخ کوه بـــــام خورگام
 
قالب وبلاگ

برای دیدن عکسهای بیشتر لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.(نظرا ت شما باعث دلگرمی ماست)


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٩ آذر ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ امیر یگانه ]

با دیدن این تصاویر خیلی از ماها به یاد دوران ابتدایی و امکانات ضعیف مدرسه روستامون می افتیم با همه ضعف هایی که بود صمیمیت و دوستی موج می زد یادش بخیر البته ناگفته نماند با پیشرفت امروزی جوامع ولی دبستان روستای ما هنوز در همان دوران بدوی امکانات بسر میبرد. مسئولین ما باید کلاهشونو بندازن بالاتر و ببالند به همتشون .

در حال حاضر این دبستان دارای پنج دانش آموز در کلاسهای اول تا پنجم میباشد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ فرشید منتظری ]

با عرض سلام خدمت عزیزان 

در بحث زلزله سال 69 به موردی درباره روستای خودمون برخورد کردم که جالب توجه و

قابل تامل بود .   مجلّة پژوهش و برنامهریزی روستایی، سال 3، شمارة 5، بهار 1393

   در خصوص جابجایی روستا پس از زلزله پژوهشی توسط سه تن از دانشجویان دانشگاه

شهید بهشتی انجام گرفته که خوندنش خالی از لطف نیست 

آدرس سایت: 

https://jrrp.um.ac.ir/index.php/rrp/article/view/22336

[ یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ م مهدیزاده ]
آنچه توجه به یمن و یمنی‌ها را این روزها دامن می‌زند، نقشی است که در روایات آخرالزمان و ظهور برای یمنی‌ها مطرح شده و این گمانه‌زنی را که شاید حوادث یمن برگی دیگر از نزدیک‌شدن تحقق علائم حتمیه ظهور است، تقویت می‌کند.

ه گزارش فرهنگ نیوز؛ کشور یمن این روزها به خاطر تجاوز وحشیانه رژیم آل سعود در کانون توجه مسلمانان و بویژه شیعیان قرار گرفته است. مروری بر آنچه در کتب تاریخی و روایی در باره یمن و یمنی‌ها آمده، بیانگر آن است که این سرزمین حامل فرهنگ و مردمی بس فرهیخته و محبوب نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده است. آنچه توجه به یمن و یمنی‌ها را این روزها دامن می‌زند، نقشی است که در روایات آخرالزمان و ظهور برای یمنی‌ها مطرح شده است و این گمانه‌زنی را که شاید حوادث یمن برگی دیگر از نزدیک شدن تحقق علائم حتمیه ظهور است، تقویت می‌کند.


آنچه در زیر از نظرتان می گذرد مروری بر روایاتی است که در باره یمن در متون روایی شیعه و بعضا سنی در جست‌وجویی شتاب‌زده یافت شده که در سه بخش ارائه می‌شود:

الف. مدح یمن و یمنی ها در روایات

ب. چهره‌های برجسته یمنی در اسلام و تشیع

ج. نقش یمنی‌ها در ظهور

اولین مداحی میثم مطیعی برای مردم یمن

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ] [ فرشید منتظری ]

در این پست هم سعی کردیم چند تا از عکسهایی که آقای خدابخش امانی زحمت ارسال آن را کشیدند منتشر کنیم نظرات شما باعث دلگرمی ماست و عکسهای قدیمی خود که تداعی کننده خاطرات شاد و تلخ برای بقیه دوستان می باشد را برای ما ارسال کنید تا به نام شما منتشر کنیم.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ٦:٥٩ ‎ق.ظ ] [ فرشید منتظری ]

این عکسها به لطف آقای خدابخش امانی منتشر می شود از زحماتشون کمال تشکر را دارم


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ ] [ ٥:٠٤ ‎ب.ظ ] [ فرشید منتظری ]

با سلام خدمت هم ولایتی های عزیز امیدوارم سال جدید را به خوبی آغاز کرده باشید و سال خوبی پیش رو داشته باشین. در این پست یک سری عکسهای قدیمی با زحمت آقای خدابخش امانی در اختیار بنده قرار گرفته که بخش اعظم آن مربوط به رخداد زلزله سال 69 روستامون می باشد از همکاری این برادر بزرگوار کمال تشکر را دارم و از دوستان تقاضا دارم عکسهای قدیمی خودشون را جهت تجدید خاطرات اهالی در اختیار ما بگذارید تا با نام شما منتشر شود.

این عکس مربوط به سپاه دانش منصور ساروی می باشد دوستانی که عزیزان داخل عکس را میشناسند در بخش نظرات برای بقیه معرفی بفرمایند


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ فرشید منتظری ]
روزی کشاورزی متوجه شد ساعت طلای میراث خانوادگی اش را در انبار علوفه گم کرده بعد از آنکه در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودک که بیرون انبار مشغول بازی بودند کمک خواست و وعده داد هرکس آنرا پیدا کند جایزه میگیرد. به محض اینکه اسم جایزه برده شد کودکان به درون انبار هجوم بردند و تمام کپه های علوفه را گشتند اما بازهم ساعت پیدا نشد.همینکه کودکان ناامید از انبار خارج شدند پسرکی نزد کشاورز آمد و از او خواست فرصتی دیگر به او بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید:چراکه نه؟ کودک مصممی به نظر میرسید. پس کودک به تنهایی درون انبار رفت و پس از مدتی به همراه ساعت از انبار خارج شد. کشاورز شادمان و متحیر ازو پرسید چگونه موفق شدی درحالی که بقیه کودکان نتوانستند؟
کودک پاسخ داد: من کار زیادی نکردم، روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آنرا یافتم...

"ذهن وقتی در آرامش است ، بهتر از ذهن پرمشغله ، کار میکند. هرروز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد تا ببینید چطور باید زندگی خود را آنگونه که می خواهید سروسامان دهید."

 

[ دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ م مهدیزاده ]

لپ تاپ سرطان زا

[ دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ م مهدیزاده ]

ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺭﻓﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻃﯽ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺑﻪ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻧﯿﺎﯾﺪ . 
ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭی ﻓﮑﺮ ﭘﯿﺶ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮔﻔﺖ : 
ﺩﺭ ﺳﻦ ﯾﮏ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﻣﺮﺩ ﻭﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺮﺍ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺮﺝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺧﺖ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﯿﺸﺴﺖ . ﺣﺎﻻ ﺩﺧﺘﺮی ﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﺮﻁ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻦ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﺍ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺯﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﭼه ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟ 
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺮﻭ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﺭ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺑﯿﺎ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﯽ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺷﺴﺖ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺷﺴﺘﻦ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﺮﮎ ﺷﺪﻩ ﻭﺗﻤﺎﻣﺎ ﺗﺎﻭﻝ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺗﺮﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﻪ ﻟﺮﺯﻩ ﻣﯿﻔﺘﺎﺩ. 
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﺴﺘﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﯼ ﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻡ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻢ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻣﻦ ﺗﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩ
""""کسی را که ﺩﯾﺮﻭﺯﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮﺷﻤﺎ ﻓﺪﺍﮐﺮﺩ ، ﺑﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮﺍﻣﺮﻭﺯﺧﻮﯾﺶ ﻧﻔﺮﻭﺷﯿﺪ""""

روز مادر

[ دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۳:٤٠ ‎ب.ظ ] [ م مهدیزاده ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از اینکه به کلبه فقیرانه ما سر زدید کمال تشکر را دارم برای هر چه بهتر کردن این وبلاگ و تحقق اهداف آن از همه شما هم وطنان عزیز یاری می خواهم .
RSS Feed

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً